Sunday, October 8, 2017

راز

بعد از هفت هشت ده سال، بعد از هزار سال، چه می‌ماند از ما، مثل رود جاری باش.

Saturday, October 7, 2017

زندگی باید همین باشه

 .پاییز و زمستون برای من یعنی قدم زدن در بلوار، می شه به بهترین شکل ممکن خیال بافی کرد
برسه وقتی که دست های کوچولوش رو بگیری و تاتی تاتی راه ببریش
.یه شال گردن دور گردنش که تا زیر چشم های درشت اش پیچیده شده باشه و یه کلاه با گره های بزرگ که تا بالای ابروهاش
دو تا دست کش کوچولو در دست.